شرح آلبرت كبير قرار گرفت كه خيلي بهتر از آن بود. آيينهٴ طبيعت ونسان دوبووه دايرةالمعارف مفصلي بود ازعلوم طبيعي شامل منتخباتي از آثار متعدد. اين كتاب از سطح متوسط معلومات قابل دسترس طلابي كه علماي متخصص نبودند در اواسط سدهٴ سيزدهم، تصوير خوبي بهدست ميدهد. مجال زيادي به گياهان و جانوران اختصاص يافته و توصيف او از ماهيان بهتر از توصيف آلبرت است. زمينشناسي او بهطور غيرمستقيم از ابن سينا اقتباس شده است.
از تمام مسيحيان، كسي كه به حد يك طبيعيدان حقيقي بسيار نزديك شد، آلبرت كبير بود.
او شايستگي يك طبيعيدان را دارا بود، و در صورتي كه علايقش جنبهٴ دايرةالمعارفي نميداشت و نيرويش آن چنان متفرق نميشد، ميتوانست طبيعيدان بزرگي شود. كوشش زيادي كرد تا شخصاً به مشاهدهٴ اشيا بپردازد، مثلاً به ديدار آزمايشگاهها و معادن پرداخت. ديدگاههايش در زمينشناسي، ابن سينايي بود. فرسايش، تشكيل كوهها، جابهجايي درياها (به پسروي دريا در بروژ توجه كرد)، انفجارهاي آتشفشاني، وجود سنگوارهٴ صدفها بر روي صخرهها را مورد بحث قرار داد. قسمت گياهشناسي كتاب او مخصوصاً در خور توجه بود. در آن نشانههايي از جغرافياي گياهي، اشارههايي به ريختشناسي دانهها، رابطهٴ ميان بيماريهاي جلدي و حشرات، و غيره ديده ميشود. قسمت جانورشناسي آن به صورت شرح كاملي بر ترجمهٴ مايكل اسكات است، ولي از بيست و شش كتاب، هفت تاي آخري اصيلتر و حاوي نتيجههاي مشاهداتي است كه شخصاً انجام داده يا مشاهدهكنندگان به او اطلاع دادهاند. در اين جا بسياري از جانوران براي بار اول، توصيف شدهاند. از آنچه، امروز روانشناسي تطبيقي جانوران ميناميم، آلبرت شناخت خامي داشته است. وي در رد افسانههاي بسياري كه جانورنامههاي قرون وسطا، را پر كرده بود ترديدي نكرد. در مجموع او مشاهدهكنندهاي خوب، ولي صاحبنظري ضعيف بود، كه به آساني از مراجع استنادش، به ويژه ارسطو و ابن سينا پيروي ميكرد.
بيكن در مقام طبيعيدان خيلي فروتر از آلبرت و حتي ونسان بود. راست است كه او سوٴالاتي دربارهٴ كتابالنبات ارسطويي نوشت و تصميم گرفت در مجموعهٴ فلسفي خويش شرحي از گياهان و جانوران بدهد. ولي او بيشتر افلاطوني و اهل فيزيك رياضي بود و نميتوانست توجه عميقي به تاريخ طبيعي داشته باشد، يعني به چيزي كه (در آن روزها) فقط توصيف بود، و نه طبقهبندي و تعميم.
كليد تندرستي سيمون جنوايي كه واژهنامهٴ مفصلي از مفردات طبي است، مهمترين مأخذ ما براي بررسي گياهشناسي در سدهٴ سيزدهم است، عليٰرغم اين كه علايق موٴلف بيشتر متوجه لغت و پزشكي بوده تا گياهشناسي.
افرادي را كه به ترويج مزرعهداري پرداختند بايد در گروه جداگانهاي جا داد. اين گروه پيش از همه شامل دايرةالمعارفنويساني از قبيل ونسان و آلبرت خواهد بود. هرچند عقايد مهم ونسان